مریضی
دخترک مریض است.در عرض یک روز چنان صدایی از گلویش موقع نفس کشیدن بیرون می آمد که وحشت مرا گرفته بود.از نزدیکی های صبح دیروز تب کرد و بعد انگار گلویش پر از خلط بود.من هم وقتی از خونه مامان برگشتم حمام را پر از بخار کردم و برای رقیق شدن خلط ها در بخار حمام نشاندمش و بازیش دادم.وقتی بیرون آمدیم و لباسش را پوشاندم و از کنارش رفتم دختر بزرگه صدا زد که مامان داره بد نفس میکشه.با تماسی با همسر و چک کردن داروهایی که در خانه داشتم دیدم تا آمدنش طاقت صبر ندارم بنابراین با مشورت دوباره با او رفتم پیش متخصص اطفالی که دو بار دختر وسطی را از مرگ(دور از جانش)نجات داده بود.دخترک را هم برای چک ماهانه پیش همین دکتر میبردم.تا 8/5 معطل شدم تا دکتر را دیدم .گفت نیاز به آمپول دارد و دارو.ماشین گرفتم و بردمش برای تزریق آمپول و از آنجا دوباره ماشین گرفتم و به خانه آمدم.در این فاصله تب دخترک آنقدر بالا رفته بود که کاملا بی حال بود و سرش مدام روی شانه ام می افتاد.تا رسیدن به خانه و دادن داروها و در آمدن دخترک از بی حالی نیمی از جان من هم رفت.دخترک حالا صدایش کمی باز شده ولی سرفه هایش همچنان خروسکی است.دیشب را هم به توصیه پدرش برای چک کردن نفس کشیدنش تقریبا نخوابیدم.اما خدارا شکر به خیر گذشت.بعدا فهمیدم که بردن دخترک در بخار حمام اشتباه بوده و این بیماری با گرما شدید تر میشود.حالا هوای خانه را تقریبا خنک نگه داشته ام و عصر هم برای آوردن دختر بزرگه از کلاس زبان دخترک را هم بردمش تا در هوای سرد کمی تنفس کند و بیماری اش بهتر شود.
دیروز که از خانه مامان برمیگشتیم وقتی بین راه بودم یادم افتاد کلیدم را جا گذاشته ام.یکسره به خانه مادر (مادر همسر)رفتیم تا کلیدی که برای آنها گذاشته ام بگیرم.وقتی پارک کردم دختر وسطی دید که مادر دارد از خیابان میاید. از ذوق مادر خواست پیاده شود و از صندلی پرت شد پایین.دوباره خودش را جمع و جور کرد و پیاده شد و وقتی در ماشین را بست گریه اش بلند شد و دیدم دستش را لای در ماشین گذاشته و در رابسته.از آنجا که دختر وسطی بسیار جان عزیز است آرامش کردیم و دوباره سوار شد و به مدت چند ساعت زار زد.ولی بعد دیدم زیر ناخنش سیاه شده و فهمیدم که طفلک خیلی هم فیلم بازی نمیکرده!خلاصه از دیروز تا حالا این انگشت در ناز و نعمت به سر میبرد و بسیار با احتیاط جابجا میشود کلا!
دیروز روز بدی بود.انگار چند سال پیر شدم.من آدم دل داری هستم در مواقع بیماری بچه ها.اما گاهی وقتی درد و مریضی و نا آرامی به توان 3 باشد کمی مسلط شدن به خود سخت است.




مریضی
