دخترکدخترک، تا این لحظه: 15 سال و 10 روز سن داره
دختر دومیدختر دومی، تا این لحظه: 19 سال و 9 ماه و 8 روز سن داره
دختر بزرگهدختر بزرگه، تا این لحظه: 24 سال و 10 ماه و 24 روز سن داره

❤❤❤سه دختر من❤❤❤

جارو برقی!

    اصولا جارو برقی در خانه ما وسیله ای چند منظوره است!     گاهی ماشین دخترک می شود و راننده اش مامان است که باید دخترک جارو سوار را همراه خودش اتاق به اتاق بکشد و ببرد. گاهی میز مذاکره و وسیله بازی و  دخترهاست.         و گاهی اوقات کار به جایی می رسد که دخترک حتی نمازش را هم ، روی همان جارو برقی اقامه می کند!         خوب! الهی شکر! که اگر هیچ وسیله بازی ندارند دخترانم ، لااقل یک جاروبرقی داریم برای بازی کردن!     ♥ چهل تیکه به روز است...
16 آذر 1392

روز معلم

می دانم دیر است برای گفتن از روز معلم.ولی برای یادگاری مینویسم. امسال برای روز معلم دخترها کارم سخت تر از هر سال بود.چون دختر بزرگه 6 تا معلم داشت و دختر دومی 2 تا.تازه معلم نقاشی و ورزش دختر بزرگه را هم فاکتور گرفتم. کادوی امسال معلمهای دختر بزرگه شد این:     البته در عکس هنوز یکی کم است.به علت سفارش دادن و حاضر نشدن کیف در زمان عکس!   و کادوی معلمهای دختر دومی هم این:     که طی یک برنامه ریزی دقیق که تا زمان بیدار شدن دخترک از خواب باید انجام می شد ، از 6  تا 10 صبح به طول انجامید.(چه رسمی و شیک! نوشتم!)   و کادوها تبدیل شدند ...
16 آذر 1392

عروسک دو قلو!

سر انجام دیروز با تلاش فراوان و حالی رو به مرگ از شدت سردرد و با وجود خوردن دو قرص مسکن عروسکهای دو قلو ها تمام شد! و در اینجا جادارد که از مادر شوهر و خواهر شوهر ها هم تشکر کنم که دیروز در خانه شان توانستم بنشینم و با خیال راحت به دوخت و دوز عروسکها بپردازم.اگر خانه خودمان بودم با وجود کارهای خانه  عروسکها تمام نمیشد! این عروسکها قرار است کادوی جشن الفبای دوقلوهای برادرم باشد در آخر این ماه!   و در راستای اینکه خواهر شوهر کوچیکه دیشب فرمودند: "این عروسکا رو نبر دوباره تالاپی بذار تو راهرو ازشون عکس بگیر. قشنگ با فتوشاپ روشون کار کن تا جلوه بیشتری پیدا کنه!"   من...
16 آذر 1392

کیف بافتنی

    روز زن و روز مادر بر همه زنان و مادران فداکار مبارک!           این هم دومین پست بافتنی. کیف بافتنی ! که کیفش حدودا سه سال پیش بافته شده بود و حس دوختن و تزیینش نبود. در همان مهمانی سه روزه که هنوز بافتنی جدید شروع نکرده بودم،از آنجایی که اگر بافتنی یا کار دستی نداشته باشم، گم کرده دارم انگار،بنابراین تزیین و دوخت کیف را شروع کردم. و شد این:     و این هم گلهای بافتنی روی کیف         و از آنجا که دخترها کلی لباس قرمز و صورتی داشتند و گل سر قرمز و صورتی کم می آوردند...
16 آذر 1392

سارافون

بالاخره سارافون دخترک حدود دو هفته پیش تمام شد و بالاخره من براش دکمه خریدم و بالاخره تر! من موفق شدم عکسش رو بذارم! این هم سارافون دخترک که قسمت شد و امسال هم یک بار پوشیدش.   سارافون قبل از خرید دکمه!       سارافون بعد از خرید دکمه!       و تزیینات روی سارافون (گل قلاب بافی)       این هم گل سر سارافون       و این هم سارافون به همراه صاحبش             دخترک موقع عکس انداختن با این لباس،بسیار قهر آلود بود و ابتدا...
16 آذر 1392

مهمانی سه روزه!

هفته پیش،درست از چنین روزی یعنی روز جمعه به مدت سه روز مهمان داشتیم. خانواده همسر سه روز مهمانمان بودند.البته بعد از بیش از یکسال!(مهمانی جمعه مادر ما را حسابی تنبل کرده در باب مهمانی دادن!)   و در این مدت با اینکه دخترها عملاً کیف مهمانی را می کردند و کاری از ایشان در جهت پیشبرد مهمانی ندیدیم ولی چنان هلاک شده بودند که گویا مهمانی صد نفره را پذیرایی کرده اند!   ظهر موقع ناهار دخترک این شکلی بود:           و صبح یکشنبه ، دختر دومی که روز قبل ، با دختر و پسر عمو حسابی دویده بود و فعالیت مفید انجام داده بود این شکلی بود:  ...
16 آذر 1392