جشن کوچک تولد
از صبح دخترها خواستند که بعد از ناهار آشپزخانه را به آنها بدهم. و با موافقت من بعد از جمع کردن سفره ناهار دخترها شروع کردند به جمع و جور و حتی شستن ظرفها! البته با شرط اینکه من هیچ کاری به جمع کردن به هم ریختگیهای بعد از کارهایشان ندارم. خلاصه ظرف شستند و دختر بزرگه میخواست کاکائو درست کند که به خاطر مشکل دار بودن و احتمالا فاسد بودن کاکائو تخته ای ،پروژه با شکست روبرو شد. بنابراین ژله درست کردند و من فقط طرح دادم و باقی کارها با دختر بزرگه بود. از عصر هم با دو عدد کیک یزدی و بیسکوئیت هایی که تمام موجودی شیرینیجاتیمان بود شروع کردند، شروع کردند به درست کردن و تزیین کیک تولد! شب که شد من حق نداشتم پا به آ...









