سارافون بافتنی *
سارافون بافتنی دخترک! خیلی وقت است که بافتش تمام شده است. ولی فرصتی برای گذاشتن نبود. پشت لباس: گل روی سارافون: یک مقدار خیلی کم از کاموا باقی مانده است. گذاشته ام برای بافتن گل سر. اما هنوز فرصت بافتنش را نداشته ام. سوییشرت و شلوار و کلاه دخترک هم تمام شد. فقط مانده دوختن و تزیینش. و پروژه بعدی یک ژاکت بافتنی برای دختر بزرگه است که نخش خریداری شده و سر انداخته شده و منتظر تمام شدن لباسهای دخترک است برای شروع بافت. ...
روز شکوفه های دختر دومی
امروز ، 31 شهریور ماه ، اولین روزیست که دختر دومی به طور رسمی محصل شده است. از امروز راهِ سختِ درس خواندنِ بی وقفه آغاز میشود. دختر دومی بی نهایت خوشحال است. و من از او خوشحال تر! چنان ذوقی دارم که انگار خودم دارم به مدرسه می روم. دیروز غروب ، به طور ناگهانی فکری به ذهنم رسید.من هیچوقت از آن کسانی که روز اول مدرسه گل میخرند برای بردن بچه ها به مدرسه نبودم. فکر کردم کادوی اول سال را با یک نقاشی دختر دومی جایگزین کنیم.و دست به کار شدیم و نتیجه کار یک کارت شد برای امروز و برای تقدیم به اولین معلم دختر دومی. عکس با فلاش!!!: و نقاشی داخ...
خرید های مدرسه
امروز روز آخر تعطیلات دختر دومیست. از فردا ، و پس از برگزاری جشن روز شکوفه ها ، اولین سال تحصیلی دختر دومی و روز بعد از آن ، ششمین سال تحصیلی دختر بزرگه شروع می شود. دختر دومی خیلی خیلی خوشحال است و حالا تعداد انگشتانی که برای رسیدن روز رفتن به مدرسه میشمرده ، به یک انگشت رسیده است. راستش من هم کم از او ذوق ندارم. این پست را برای وسایل امسال دخترها گذاشته ام. این ها وسایل دختر بزرگه هستند: جامدادی دختر بزرگه: وسایل دختر دومی: جامدادی دختر دومی: وسایل مشترک:  ...
نویسنده :
مامان دخترا
2:15
یاد باد آن روزگاران...
زمانی در جوانی نقاشی هم می کردیم. ابتدا به صورت خودجوش، و کمی هم کلاس رفتیم برای تکمیلِ هنرِ نداشته مان! این سنگ یادگار روزهای جوانیست. چیزی حدود 15 سال قبل. یک نقاشی ساده با گواش و روی یک سنگ شمالی! در آن روزگار ، یکی از تفریحات شمال رفتنمان ، همین قدم زدن کنار دریا و جمع کردن سنگهای مناسب نقاشی بود! جوانی کجایی که یادت به خیر! حالا نقاشی هایم محدود به کارهای مدرسه ی بچه هاست و زیر دیکته های دختر دومی! ...
کاربردهای "فِر"!!!
دختر دومی این روزها مشغول خواندن و نوشتن است. صدا می کشد و می نویسد. بخش می کند و در جدول بخش و صدا کشی می نویسد. جدولِ دوستی می کشد. چقدر کلاس اول شیرین است وقتی که دخترت از هر گوشه و کنار حروف الف و ب و ترکیب با و آب و بابا را پیدا می کند و نشانت می دهد و ذوق می کند از این که می تواند اینها را بخواند. این هم اولین مشق دختر دومی.البته به صورت رسمی و معنا دار. و کاردستی کتاب ریاضی: از وسایلی که برای دختر دومی خریده ام این شابلونهای حروف است که با آن فلش کارتهای دید آموز درست کردم و در هر فرصتی که داشته باشم ...
طهورا...
روزی که تو را و مادرت را شناختم ، روزی بود که فهمیدم سومین دخترم در راه است. به دنبال نامی بودم برایش . و دلم پیش نامی بود که سالها دوستش می داشتم برای یکی از دخترانم. داشتم معنایش را و پیشینه اش را سرچ می کردم برای دادن پیشنهادش به همسر. و از جستجوی نام "طهورا" به وبلاگ طهورا باران رسیدم. کلماتش به دلم نشست . نرجس خاتون صاف دستش را گذاشته بود روی حس مادری ام و هوایی ام می کرد. فهمیدم کلمات و احساسی که از مادری دارم و هیچ کجا گوش شنوایی از عمق جان برایش ندارم را می توانم در وبلاگ بیان کنم. و حالا تو طهورای بارانی! در حالی دو ساله می شوی که من این حس قشنگ خالی ...











