دخترکدخترک، تا این لحظه: 15 سال و 10 روز سن داره
دختر دومیدختر دومی، تا این لحظه: 19 سال و 9 ماه و 8 روز سن داره
دختر بزرگهدختر بزرگه، تا این لحظه: 24 سال و 10 ماه و 24 روز سن داره

❤❤❤سه دختر من❤❤❤

نماز نیمه جماعت!

  نماز نیمه جماعت دختران من: باز آ، باز آ هر آنچه هستی باز آ حتی اگر مانند دخترک با لباس رکابی به نماز بایستی! و یا مانند دختر دومی با لاک رنگارنگ! و صد  البته با این میزان توجه عمیق!!! که در هنگام قنوت حواست به بغل دستی ها هم باشد!           قبول باشد دخترم!       نکته 1: بابت پست قبل خیلی زحمت کشیده ام و خیلی ذوقناکم هنوز!!!       ...
17 آذر 1392

سوییشرت و شلوار و کلاه دخترک

بافتنی سوییشرت و شلوار و کلاه دخترک:   نمیدانم چرا انقدر سخت تمام شد. نه اینکه بافتش سخت باشد. ولی هیچ رقم جور نمی شد تا بنشینم و کارهایش را انجام دهم. کل کار ،آزمون و خطا بود و ایده اصلی از این عکس بود:     و این هم کار من:   روی لباس:     پشت لباس:       کلاه:       صاحب لباس:     ببخشید پشتش به شماست:             دیگر واقعاً ببخشید!!!     و مشغ...
17 آذر 1392

جامدادی

و اینک هنر دخترم . که نیمی از آن در تابستان و بقیه اش که با من و مادرش (مادربزرگش) بود حالا تکمیل شده است.       کاموای این کیف ها را از محمود آباد خریده بودیم.وقتی رفته بودیم مسافرت. نخ مشکی و نخ قرمز بهاران ،( از این نخهای نازک ) خریدیم و به ذهنمان رسید که دو تایش را قاطی کنیم و نتیجه شد این جامدادی ها که دختر بزرگه خودش را خجالت داد و برای خودش بافت. یکی برای مدرسه و یکی برای کلاس زبان. مادر هم حدود یک ماه قبل آستر برایش دوخت.(آن موقع من هنوز حرکت انتحاری دوختن آستر را انجام نداده بودم و ناشی بودم.)   وقتی برای کیف خودم آستر دوختم و زیپ دوختم ، با کمال اعتماد...
17 آذر 1392

روزهای یک کلاس اولی!

  دختر دومی تا درس "او     و" خوانده است. میخواند و می نویسد. من هم بالطبع با او می خوانم و می نویسم. جدول می کشم و جمله می سازم برای دیکته اش. هنوز بساط ساختن فلش کارت به راه است. هر درس جدیدی که می گیرد ، فلش کارت کلمه های همان درس را می نویسم تا تمرین کنیم. یکی دیگر از روشها یمان کتاب انگشتی است که به پیشنهاد معلمشان درست کردم. این:       روی یک برگه یا کاغذ رنگی را دایره های کوچک برش می زنیم (با کاتر) و یک شابلون درست می کنیم. حالا این شابلون را روی یک برگه A4  می گذاریم و داخل هر کدام از دایره ها کلمه ای می نویسیم. ...
17 آذر 1392

دخترک چرب و چیلی!

مجسم کن... کلی کار داشته باشی... کلی سر شلوغ باشی... و ناگهان از داخل اتاق بچه ها صدای شیون و واویلا و آخ آخ و نچ نچ و فریاد های" مــــــــــــــــامـــــــــــــــــــان" ، "مــــــــــــــــــــــا مـــــــــــــــــــــان " دخترها بلند شود و دست مجرم را گرفته باشند و کشان کشان از اتاق بیرون آورده باشند و  ...اووووووووووووووووووف..... با این صحنه مواجه شوی:           یک دخترک سر تا پا وازلین مالیده!!! که با شدت و بدون وقفه دارد وازلین ها را روی پوست صورت و دست و پایش ماساژ می دهد... خدایا صبری برسان...       خدار...
17 آذر 1392

نذری سال 1392

عزاداری هایتان قبول! نذری امسال هم به رسم هر سال در خانه مامان پخته شد. عدس پلو و خرما و کمی هم پلو و قیمه در کنارش.                   روز خوبی بود .مثل سالهای قبل. و دختران عزادار من:               این هم عاشورا شب ، که دخترک محو دیدن تعزیه از تلویزیون بود:         نذری سال 1392 هم گذشت. تاسوعا و عاشورای سال 1392 هم گذشت. تا سال بعد اگر زنده بودیم ان شاالله! و دو تا عکس ...
17 آذر 1392

بازی با عروسک 2

و دوباره روزهای عروسک بازی دخترکم:     یعنی دخترکم با کمبود امکانات می سازد و دم بر نمی آورد. حتی حاضر می شود که از لگن (رویم به دیوار!) به جای بالش دخترش استفاده کند. به این می گویند خانومِ بساز!         و مادرِ با حجاب از نمای نزدیک!       البته هنوز ادامه دارد...     احتمالا تا بعد از ایام عزاداری نیستم. اینجا را می خوانم ولی خاموش... ما را از دعا فراموش نکنید! ...
17 آذر 1392